السيد محمد حسين الطهراني

44

الله شناسى (فارسى)

الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا * ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً . « 1 » « آيا نديده‌اى تو و نظر ندوخته‌اى بسوى پروردگارت كه چگونه سايه را گسترش داد ؟ ! و اگر مىخواست ، آن را ساكن مىكرد . و سپس ما خورشيد را راهنما براى او قرار داديم . و پس از آن ما به آسانى آن سايه را بسوى خودمان جذب نموديم . » مراد حقّ متعال از ظلّ و شمس در اين آيه ، ليل و نهار نمىتواند بوده باشد ؛ همان‌طور كه رأى ارباب تفسير بر آن بوده است . زيرا در دنبالش مىفرمايد : وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً « 2 » . « اوست همان كس كه شب را براى شما پوشش و لباس قرار داد ، و خواب را آرامش . » « 3 » بلكه مراد از شمس و ظلّ « وجود و عدم » مىباشد همان‌طور كه ما در اصل سوّم و دوّم از اين كتاب بدان اشاره كرده‌ايم . و تأويل اين آيه طويل و تفسيرش عريض است كه اينك جاى آن نمىباشد . و منظور ما اينست كه مراد از ظلّ و تمديد آن ، وجود اضافى اعتبارى است كه بر جميع موجودات ازلًا و ابداً كشيده شده است . و مراد از سكون آن اعدام و اهلاك آنست بر وجهى كه اخيراً ذكر شد . و مراد به جعل شمس دليل بر آن ، شمس حقيقت است كه وجود مطلق و مسمّى به نور مىباشد در قوله : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . و مراد از قبض آن عدم اضافه و نسبت آنست بسوى وجود مطلق ، و اسقاط آنست بالجمله . و مراد از تَيسير آن ، آسانى

--> ( 1 ) آيه 45 و 46 ، از سورهء 25 : الفرقان ( 2 ) صدر آيه 47 ، از سورهء 25 : الفرقان ( 3 ) در « أقرب الموارد » در مادّهء سبت آورده است : السُّبات بالضّمّ : الدّهر ، و - : الدّاهية من الرّجال ، و - : النَّوم ، و قيل خفّتُه ، و قيل ابتداؤه فى الرَّأْس حتّى يبلُغَ القلبَ ، قيل و أصلُه الرّاحَة ؛ و منه فى القرآن : وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً